اگر شما هم می‌ترسید…

چندساعتیِ که خودم کلافه کردم. ایده، ایده، ایده، اگه بتونم یه واژه رو به قتل برسونم، قطعن همین واژه‌ست، اما حالا در برابرش زانو زدم.

گاهی حواس خودم رو با اخبار و … پَرت می‌کنم که یادم نیوفته، برای هرماهی که برنامه‌ریزی کردم، با دیدن کلمهٔ «تولیدمحتوا» کمی خجالت زده شدم.

تولیدمحتوا ترسناک‌ترین صخره‌ای که می‌خوام ازش بالا برم. این ترس رو دست دارم. هرازچندگاهی باید دیوانه‌وار حرکت کرد. دوباره به برنامه‌م نگاه میندازم: تولیدمحتوا برای بخش … .

پیش‌ترها که یادداشت می‌نوشتم و تمرین‌های نویسندگی رو انجام می‌دادم، نوعی حس درجا زدن تو وجودم رخنه کرده بود. چیکار می‌کنی؟ چرا مثل حیوانات دوپا دیگه زندگی نمی‌کنی؟ یه کجا می‌رسی؟ این افکار خزعبل، وجودیت آدم رو زیر ذره‌بین می‌گذاره و خرد و خاکشیر می‌کنه.

فکر کنیم، چند نفرمون به جوهر درونش ارزش قائل شده و (با این افکار کثیف) تنها حرف از پیشرفت و موفقیت و … نزده؟

برای ما کشتن زندگی‌مان شبیه به کاغذ پاره‌کردن شده.(وام گرفته از صادق هدایت)

اگر شما هم تازه شروع کردید و مثل من می‌ترسید، منطقیه. فکر کنید، گند بزنید، بلند بشید و دوباره شروع کنید، فکر کنید، گند بزنید، بلند بشید و دوباره شروع کنید، فکر کنید و … .

فکر کنم بقیه‌ش رو خودتون می‌دونید. همین.

آخرین نوشته‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضویت در خبرنامه ایمیلی

برای دریافت آخرین‌ اخبار سایت در خبرنامه عضو شوید.‌